آسمان همه جا آبی نیست

می دانم! تو از مرگ قوی تری ! کمی دلداریمان بده!

ژانویه 23, 2011
نوشتن دیدگاه

می دانم ! او از مرگ قویتر است! اگر نبود، سالها پیش باید مرده باشد. تا اینجا هم مرگ کلی از او طلبکار است.همین حالا هم می دانم  که روبروی مرگ ایستاده است و دستش می اندازد، با آن لهجه کردی کرمانشاهی اش دارد برای عزرائیل لطیفه های دست اول می سازد و از خنده روده برش می کند. کاش  عزرائیل آنقدر بخندد تا روده بر شود و برود پی کارش و خلیل ما را چند صباحی دیگر برای ما بگذارد.

اول بار که دیدمش، با آن ریش بزی و قد و قواره کوچک ،میان جمعی ایستاده بود و یک تنه با همه شوخی می کرد و عجیب حاضر جوابی و شیرین بیانی اش بر دلم نشست. دیگر برایم مهم نبود که چپ است یا راست است، میانه است یا کمونیست است. فقط می دانستم که خلیل خودمان است و از خودمان است و با خودمان است.

آنهایی که معتاد به پال تالک بودند و از این اتاق به آن اتاق برای بحث های سیاسی سرک می کشیدند، حتمن صداییش را به عنوان ادمین شنیده اند، یا کسانی که به رادیو اینترنتی رسانه گوش می دادند با نام خلیل مومنی و صدای او آشنا هستند. خلیل امروز درگیر مبارزه ای سخت با بیماری سرطان ریه است.

روزی با خلیل و دو تن دیگر از دوستان در اتاقی با چهار تخت به شکل سربازخانه ای، هم اتاق بودم. یکی از دوستان موقع خواب سخت خور و پف می کرد و من خوابم نمی برد و غر می زدم. خلیل که در تخت روبرو خوابیده بود، در جایش نیمخیز شد و به من گفت: برای اینکه اعصابت به هم نریزد و خوابت ببرد، بهتر است که این صدای خور و پف وحشتناک را سمفونی آرامبخش فرض کنی و با ریتمش بخوابی وگرنه تا صبح هم که غر بزنی همین است. آن شب نصیحتش را گوش کردم و خوابم برد ولی امشب همان نصیحتش در گوشم است و خوابم نمی برد.

می دانم خلیل هم مثل بسیاری از بچه های فدائی، هفت تا جان دارد و به این سادگی جان را تسلیم نمی کند ولی اگر خلیل ما رفتنی هم باشد، لبخند دم مرگ یادش نمی رود. یادش نمی رود که مثل یک زن یا مرد فدائی ایستاده بمیرد. یادش نمی رود که باید آبرو داری کرد و از ارثیه «ایستاده مردن» که به ما رسیده است، حفاظت نمود. گرچه زمانه عوض شده و فدائی امروز حق نشسته مردن هم دارد ولی خلیل از تبار گذشته است. اصلن عکسش جان می دهد که در فیس بوک سازمان در جای شهیدان باشد.

خلیل جان! کاش می شد بجای نان زندگی را هم بتساوی تقسیم کرد تا کسی در فقدان عزیزی نگرید. ولی تو هنوز زنده ای و ما ماتم گرفته ایم که نکند تو بمیری. خلیل جان کمی دلداریمان بده  زیراکه تو از مرگ قوی تری


نوشته شده در Uncategorized

ترور فرماندار پنجاب جنایتی دیگر به نام اسلام

ژانویه 5, 2011
۱ دیدگاه

فرماندارایالت پنجاب پاکستان  سلمان تاثیر به خاطر اینکه معتقد نبود که کسی را باید بخاطر توهین به اسلام اعدام کرد، مورد هدف جنایتکاران قرار گرفت.

این جنایات تا کی می تواند با سکوت مسلمانانی که اعتقاد به چنین ددمنشی هایی را ندارند، همراه باشد. چرا سکوت؟ فیلسوفان و متفکران مسلمان که از گفتگوی ادیان و تمدنها سخن می گویند کجا هستند؟ آیا واقعیت اسلام همین است؟ آیا کسانی که بر ضد دین اسلام و مسلمانان تبلیغات سنگینی را سرمایه گذاری کرده اند ،حق دارند؟ آیا مسلمانان زبانشان در مقابل منطق الکن است؟ اگر چنین نیست، پس چرا سکوت؟؟؟؟

اعتقاد ندارم که مسلمانان اعتقادی به رفتارهای چنین ددمنشانه دارند، بلکه معتقدم این گونه حرکات به نام هر دینی بزرگترین ضربه به آن اعتقاد است و به همین دلیل معتقدم که این قبل از هر کس وظیفه مسلمانان است که علیه این حرکات به نام دینشان معترض باشند.


نوشته شده در Uncategorized

پیشنهادی به جنبش سبز، زمینه حرکتی جهانی فراهم است!

ژانویه 3, 2011
۱ دیدگاه

جنبش سبز ، حرکتی منحصر به فرد در یک کشوری با اکثریت مسلمان است. در هیچ کشور مسلمان دیگری چنین حرکتی برای آزادی های فردی و اجتماعی وجود ندارد.تنها جنبش سبز است که می تواند بر دیگر کشورهای مسلمان تاثیری از این نظر بگذارد. دشمن جنبش سبز فقط دیکتاتورهای کوچک و بزرگ ایرانی نیستند، بلکه در هر کجایی که انحصارطلبی و دیکتاتوری وجود دارد وبخصوص در کشورهایی که از مذهب استفاده ابزاری می شود، قلمرو حرکت جنبش سبز است.

در کشورهایی با اکثریت مسلمان ، مدتی است که شاهد کشتار اقلیتهای مسیحی هستیم. کسانی با نام اسلام و سربازان الله به خود بمب می بندند و در میان مردمی که در حال نیایش هستند منفجر می کنند. این عمل وحشیانه چه بخواهیم چه نخواهیم چهره همه مسلمانان را خدشه دار می کند. حتی اگر مسلمان نباشیم به عنوان یک ایرانی مسئول چهره جهانی خود هستیم.

پس از حمله یازده سپتامبر که منجر به کشتن بیش از سه هزار نفر در نیویورک شد، در میان همه محکومیتهای سران و مردمان کشورهای جهان، مردمی که در میدان محسنی با شمع ظاهر شدند و این جنایت را محکوم کردند، نما و انعکاس ویژه ای در سطح جهان داشتند که به جرئت می توان گفت تاثیرش حتی از پیام خاتمی بیشتر بود. امروز هم جنبش سبز می تواند سامان ده چنین حرکتی در سطح جهان برای محکومیت اعمال وحشیانه تروریستها باشد. مردم جهان از خود سئوال می کنند که اگر واقعن مسلمانان با این حرکات مخالف اند پس چرا هیچ واکنشی از آنها دیده نمی شود؟ عین همین سئوال را دیروز یکی از نمایندگان مجلس فرانسه طرح کرده است. کامنتها را هم که بخوانید همه همین را می پرسند. پس آن فیلسوفان و مشاهیر جهان اسلام کجا هستند؟ هر انفجاری در هر کلیسایی که با نام اسلام رخ می دهد، احزاب شبه فاشیستی و ضد خارجی کشورهای اروپایی دست به هم می مالند و تبلیغات مسموم خود را با نشان دادن این فجایع مستند می کنند.

حال که آیت الله های مرجع تقلید خاموشند و انگار نه انگار که چه تصویری از چهره مسلمانان در حال ترسیم است، چرا جنبش سبز ابتکار را به دست نگیرد. اطمینان دارم این حرکت جنبش سبز مثل توپ در جهان صدا خواهد کرد و یک بار دیگر توجه جهانی را به چهره انسانی جنبش سبز که در ذات خود جنبشی رنگین کمان است،نشان خواهد داد.

منتظر طرح و پیشنهادات دوستان سبز و آزادیخواه از مسلمان تا اومانیست هستم

رهبران جنبش ما هستیم. رسانه ما هستیم و ما بی شماریم

سیامک فرید


نوشته شده در Uncategorized

مراجع تقلید در برابر کشتار مسیحیان سکوت کرده اند

ژانویه 3, 2011
نوشتن دیدگاه

مدتی است که کشتار مسیحیان در کشورهایی که اکثریت مسلمان هستند با حمله بمب گذاران انتحاری به کلیسا ها در کشورهای مختلف به صورت زنجیره ای صورت می گیرد که. آخرین آن در شهر الکساندری مصر روی داده است. زمانی که  از طرف مسلمانان برخی کشورها، برای نشر یک کاریکاتور و یا ممنوعیت بورکا  در معابر عمومی و ممنوعیت حجاب در مراکز آموزشی اعتراض هایی را همیشه به دنبال داشته است ،پرسیدنی است که چرا وقتی به نام اسلام و سرباز الله زن و بچه و افراد عادی را در کلیساها هدف قرار می دهند، چرا صدا از کس در نمی آید؟

من از حضرات علمای دین اسلام پرسشی دارم که امیدوارم پاسخی برای آن بیابم

چرا وقتی جماعتی به نام اسلام به مراکز مذهبی دیگر ادیان حمله می برند و کشتار می کنند ، صدایی دال بر محکومیت این عمل که در همه جهان به خوبی شنیده شود از هیچ کدام از علما چه سنی و چه شیعه شنیده نمی شود؟

چرا تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی به راه نمی اندازند و این اعمال ننگین را که نخستین زیانش قبل از هر کس به دین اسلام می رسد، را محکوم نمی کنند. چرا کفن نمی پوشند و بخاطر توهین به جهان اسلام اعتراض نمی کنند؟ آیا کشیدن یک کاریکاتور به اسلام بیشترضربه زده است یا معرفی اسلام به عنوان دین خشونت و آدم کش برای اسلام زیانبار بوده است؟

در حالی که در همه کشورهایی که بیشتر مردمان آن غیر مسلمان هستند مثل آمریکا و اروپا، مسلمانان در امنیت زندگی می کنند و با وجود همه فجایع سالیان اخیر که به نام اسلام صورت گرفته است، مسلمانان این کشورها در آزادی کامل مراسم مذهبی خود را در مساجد با امنیت کامل بر پا داشته اند. چگونه است که در عراق و مصر با حمله به کلیسای مسیحیان و کشتار غیر مسلمانانی که اسلام دین آنها را به نام ادیان توحیدی می شناسد، کشتار می شود ، در حالی که علمای دین در سکوتی تایید آمیز بدین فجایع می نگرند و خاموشند؟


نوشته شده در Uncategorized

شرایط خاتمی و ترس آقا!

ژانویه 2, 2011
نوشتن دیدگاه

بگذار خاتمی سخن بگوید تا آخرین دیواره های نظامی که امروز بر زور اسلحه و پول نفت استوار است،بیشتر ترک بردارد. خاتمی خود به خوبی می داند که اگر قرار بود، زندانیان سیاسی را آزاد کنند و یا بپذیرند که انتخابات آزاد برگذار کنند، پذرفته اند که دروغ گفته اند،پذیرفته اند که جنایت کرده اند،پذیرفته اند که تقلب کرده اند،…….و پذیرفته اند که در نهایت شکست خورده اند. حکومت نیز آگاه است که پذیرش شکست به معنای خداحافظی با همه قدرت است و یک گام عقب نشینی ریزش پایه های قدرت را به همراه خواهد داشت. اشتباه است که تصور کنیم خاتمی نمی داند که چیزی دیگر برای اصلاح کردن باقی نمانده است . خاتمی به عنوان یک روحانی کاری به دانسته ها و ندانسته ها ندارد بلکه بنا بر اعتقادات دینی خود، مجبور است که امر به معروف و نهی از منکر کند.فشارهای وارده بر وی را نیز نباید بی تاثیر دانست. مگر می شود بهترین همراهان ات در زندان باشند وتو حتی آرزوی آزادی آنها را نکنی؟

اما واقعیت چیست؟

تصور کنیم که آیت الله خامنه ای در یک برنامه زنده صدا و سیما حاضر می شود و نه تنها دستور آزادی همه زندانیان سیاسی را می دهد بلکه معترف می شود که انتخابات آزاد نبوده است و از این به بعد باید انتخابات آزاد برگذار شود!! مشخص است که در این سناریو اولین کسی که زیر سئوال می رود شخص وی خواهد بود. داستان اگر به همین جا ختم بخیر می شد که آقا بیایند و حکم عفو عمومی بدهند و سپس دستور برگزاری انتخابات آزاد را هم صادر کنند و در ضمن بپذیرند که در زمان حکومت با درایت وی، قانون اساسی زیر پا گذاشته می شد، بدیهی ست که سئوالهایی می ماند که باید پاسخگو باشند.

آقا چگونه می تواند پاسخ این همه کشتار و بی عدالتی و بی قانونی را که در همین یکسال اخیر صورت گرفت بدهد؟ جواب بازماندگان کشتار معترضان خیابانی را چگونه خواهد داد؟ پاسخ دهها نفر را که تا پای جان شکنجه شده اند و تحت کثیفترین فشارهای روانی قرار گرفته اند را آقا چگونه خواهد داد؟

به نظر نمی رسد که حتی خوشبینترین انسانها چنین سناریوهایی را محتمل بدانند، ولی موضوع در اساس این احتمالات نیست و چیز دیگری ست

اگر خاتمی از ملایمترین جناحهای منتقد، اینک به میدان آمده است و لب به اعتراض گشوده است ، باید پرسید که چه اتفاقی در حال روی دادن است؟

مفهوم پیام خاتمی را قبل از اینکه من و شما بفهمیم ، مقام رهبری و به توسط ایشان جناب دادستان تهران فهمیده است. وقتی آیت الله وحید از مراجعی که دخالت در سیاست نمی کرد، بر خلاف گفته رهبر جمهوری اسلامی اعتراف زندانی در باره خودش و دیگران را معتبر نمی داند، باید پرسیده شود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟

حکومتی که شخصی با تمایلات ملایم اصلاحطلبی  را تهدید به محاکمه و زندان می کند، چقدر از عمرش باقی مانده است؟


نوشته شده در Uncategorized
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.