حسین همان بانوی عدالت است

نقش حسین هر که بود و هر چه کرد در این دیار کهن نقش عدالت است، نقش تضاد مردم با حکومتهاست. نقش اشکها و اندوههای فر و خفته است. حسین همان بانوی عدالت است و همان خون ناحق پروانه است. حسین همان شام غریبان است و اشک یتیمان و مادران داغدار. حسین فریاد یک ملت است و هر چه هست. اگر خواب است و رویا ،  اگر افسانه است  و هذیان ،می تواند که باران شود و زار زار ببارد،  می تواند که سیل شود و بشوید و برو بد و هر چه هست برافکند. حسین همان شام غریبان است و همان اشک یتیمان. و یزید همان ظلم است که هیچ حکومتی با آن نمی ماند. همان حکایت دیرین خیر و شر و همان افسانه اهریمن و تشتر. داستان همان است و بازیگران دیگر!

چرا حسین؟ مردی از قبایل عرب این جایگاه را میان ایرانیان میابد و نمادی از شهید همه محرومان و حق طلبان می گردد؟ کدام فصل مشترک حسین را به فرهنگ ایرانیان پیوندمی زند؟ آیا حمایت از حسین در مقابل یزید برای تشدید اختلافات در میان اعراب ( که در آن زمان دشمن بودند) بود؟ در میان این همه اسطوره  ایرانی چگونه قرعه به نام وی می افتد؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s