با سی سال پیش هم که قیاس کنیم، امروز جنبش سبز ما پیروز میدان بود.

به همان ٣٠ سال پیش هم که برگردیم و مقایسه کنیم ، خواهیم دید که با تمامی سرکوب وحشیانه باز جنبش سرزنده است . در ١٧ شهریور ١٣٥٧ از خانه جیم شدم و به طرف میدان ژاله سابق رفتم. منزل ما خیابان ابوحسین نزدیک میدان امام حسین فعلی بود. در مسیرم از خیابان صفای شرقی گذشتم و در کوچه ارکان سراغ دو تن از دوستان رفتم که با هم برویم. مادر یکی از دوستان متوجه منظور ما شد و اجازه خروج فرزندش را نداد. من و دوستم از کوچه پس کوچه ها راهی میدان ژاله شدیم. ولی متوجه شدیم که همه مسیرها به طرف میدان را بسته اند . در یک خیابان فرعی سربازانی را دیدیم که در وسط خیابان به صف شده اند. شروع به دادن شعار ارتش برادر ماست کردیم و چند متر به طرفشان حرکت کردیم ولی ناگهان چند نفرشان از صف جدا شدند و یک قدم جلو آمدند و روی زانو نشستند و صدای شلیک بلند شد. هنوز کت و شلوار آبی مردی که در جلوی من ایستاده بود یادم هست. با صدای شلیک چیزی از او به اطراف پاشید و با سوراخی بزرگ در پشت بر زمین ‌افتاد. وقتی به دست و لباسم نگاه کردم پر از لکه های قرمز و تکه های گوشت و خون بود. وحشت زده به کوچه بقلی فرار کردم و جنازه مرد آبی پوش همانجا روی زمین افتاده بود.  دوستم گفت بیا برگردیم دارند می کشند و من با دهانی خشک سری به تایید تکان دادم و به طرف خانه راه افتادیم. نزدیک کلانتری 10 که رسیدیم پاسبانی ایست داد و بدون لحظه ای تامل شروع به تیراندازی کرد. با سرعتی که خودم را هم متعجب کرد پشت کوچه ای جهیدیم و تا خانه را دویدیم. همان لحظه چرخبالها را می دیدیم که می گشتند و شایع بود که به طرف مردم تیراندازی می کنند. وقتی بخانه رسیدم مایوس و وحشت زده فکر می کردم که همه چیز پایان یافته است. ولی ١٧ شهریور تازه آغاز ماجرا بود.
٢٢ بهمن امسال با وجود  همه نیرو و توانی که دولت کودتا برای این روز از قبل پیش بینی کرده بود تا صدایی از مخالفین بلند نشود، فریاد مرگ بر دیکتاتور در زمان سخنرانی ا ن  بگوش رسید و در هر جایی که مردم اندک فرصتی یافتند صدای اعتراضشان بلند شد.  صدا و سیما صدای اصلی مراسم را پخش نمی کرد و فقط تصویر  بود و سرودهایی  که جایگزین صدای اصلی شده بود. مردم با وجود همه سرکوبها نشان دادند که فرصتها را خوب می شناسند و لحظه موعود را دیر یا زود از آن خود خواهند کرد. ولی گویا کسانی منتظر بودند که در همین روز کار رژیم را دیگران برایشان یکسره کنند. کسانی با کینه های انباشته شده، چنین تبلیغاتی را صورت می دادند که مشخصن همانها در تبلیغاتشان شکست خوردند .  مردم تصمیم دارند آهسته ولی پیوسته حرکت کنند تا فتح قلعه دیوان را با کمترین هزینه بشکافند و  سلطان را برای همیشه کیش و مات کنند.  به همین دلیل جنبش سبز امید مردم ایران شکست ناپذیر است.

Advertisements

One comment

  1. سپهر · فوریه 12, 2010

    لطفا لينك وبسايت آسمان ديلي نيوز رو به نشانيه http://asemandailynews.com/ را در قسمت پيوند سايتون و يا وبلاگتون قرار بديد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s