حسین طائب فرمانده سابق بسیج از طرف یک قربانی تجاوز مورد شناسایی قرار گرفت

 

نامش را نمی دانستم، عکسش را که در اینترنت دیدم او را شناختم، کابوس شبان و روزهایم را. صورت پوشیده از ریشش را و نفرین ابدی چشمهای هرزه اش را.

عبای متعفن و خیس از عرق تابستانش را. حسین طائب را. گفت دانشجوی کجایی؟‌ گفتم دانشجوی دانشگاه تربیت معلم بوده ام، حالا هم درسم تمام شده و کار می کنم، معلمم. گفت به دستور کی به خیابان آمدی؟‌ لیدرت کی بوده؟‌ گفتم هیچ کس، لیدر نداشتم. پاسخ دست سنگینش بود که پشت سرم فرود آمد، صورتم خورد به میز مقابل و صدای دندانهایم را شنیدم که ریخت توی دهنم. خودش ماها را انتخاب کرده بود، من و هشت دختر دیگر را، از میان گروه ۳۰-۴۰ نفری بازداشت شدگان. نمی دانم بر چه اساسی انتخاب می کرد،

یکی دیگر از قربانیان حسین طائب مریم صبری نام دارد که شرح وی را در اینجا می خوانید

Advertisements

4 comments

  1. ok · مه 3, 2010

    عکس دوم در جمع فرمانده هان سپاه عکس ذوالنور هست نه طائب. اه

  2. شئه · مه 3, 2010

    عکس چهارم بعد از تصویر آخوندی که با موبایل حرف می زند فقط شبیه طاۀب و متعلق به آقای ذوالنور است. لطفا این اشتباه را تصحیح کنید! با سپاس

  3. بازتاب: خاک بر سران (مکاشفات یک فیلتر شده) « کدخدا
  4. sabz · مه 4, 2010

    past fetrat!
    be to heyvan ham nemishe goft ke heivan ha sad sharaf be to daran!
    to joz rezalati ke taafon gerefte chize digeyi nisti vali tavane hameye rezalatet ro midi!be moghash!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s