تهدیدات یک دادستان ناتوان از یک قوه ناتوان در یک نظام ناتوان

در پس تهدیدات دادستان تهران آنچه عیان است ناتوانی قوه ای ست که از سالها پیش در ویرانه ای  سکونت دارد. وی با هزار زبان اعتراف کرد که قوه قضائیه فعلن در وضعیتی نیست که با موسوی و کروبی برخورد کند. این در حالی است که رئيس قوه قضائیه چند روز پیش به نوعی دیگر به این ناتوانی در برخوردش با دولت اعتراف کرده بود. ولی در این میان آنچه بیش از همه رذیلانه است تلاش این قوه ی ناتوان برای نشان دادن اقتدار، با کشتن زندانیانی است که هرگز امکان برخورداری از یک دادگاه واقعی و عادلانه را نداشته اند. قوه قضائیه ناتوان برای نشان دادن اقتذار، چند جوان شهرستانی را که گمان می کرد کس و کاری ندارند بدون اطلاع وکلایشان بدار می آویزد تا از طرفی به کردها بگوید جنبش سبز ربطی به آنها ندارد و کسی در تهران به فکر آنها نیست و از طرف دیگر به جنبش اخطار کند که بزودی نوبت سبزهاست . حساب قوه ناتوان و رئیس و مدعی العمومی که در نقش جان ستان ظهور کرده است یک بار دیگر اشتباه از کار درآمد و افکار عمومی بدون توجه به جرمی که قوه ناتوان به آنها نسبت می داد ، وجود دادگاههای واقعی و بی طرف را زیر سئوآل برد و پیرو آن موسوی و کروبی نیز این جنایت قوه ناتوان را زیر سئوآل بردند.
حالا نظام مانده است که چه باید بکند ؟ حالا قوه ناتوانیه و خرابه مانده است که چه باید کرد ؟ با اعدام  ٥ نفر خواستند ابروی نظام را درست کنند، زدند چشمش را هم کور کردند. حالا هم از سرناچاری تهدید می کنند. اقتداری که نیافتندهیچ! پشم و پیله اشان هم ریخت. عدل علی مورد ادعایشان جز دار زدن و تهدید کردن هیچ راهی برای مهار بحران نمی شناسد. مجلس ناتوان پاپیچ دولت ناتوان و دولت ناتوان مایه دردسر قوه قضائیه ناتوان و رهبر به همه این قوای ناتوانها  آویزان شده است تا در نمایشگاه قرق شده تهران چفیه پخش کند و خود بازیگر وتهیه کننده نمایش تهوع آوری باشد که قربانی نهاییش خودش خواهد بود

Advertisements

2 comments

  1. من · مه 15, 2010

    به این سایت بروید و از خجالت اینها در بیایید تا بفهمن هیچ گهی نمی تونن بخورند: (با توجه به تهدیدات دولت آبادی نسبت به میر حسین موسوی)
    http://www.dadiran.ir/tabid/75/Default.aspx

  2. a · مه 15, 2010

    akhe marde nim hesabi shoma hanoz fahme sohbat kardan nadarid zaheran az on tehrani haeike age kesi ba lahje salish farsi tehrani hamon farsi ke valadolzenaie Arabe kasife sohbat nakone beshmigid shahrestani, onaei ke shahid shodan barkhaste az dele melateshon bodan va melateshon ham poshtiban khone be nahagh rikhteie onast, 30 sale fariade azadi khahi ma korda to iran goshe falak ro kar karde bod shomaha on moghe koja bodid? ke alan ba ra ma adaie azadikhah dar miarid. age mikhai sabz bashi aval az baten sabz sho na ghoti rang ro khodet bepashi ada dar biari, va sai kon sohbat kardanam yad begiri
    مرسی دوست عزیزاز ادب و درس زبان فارسی ات. اول اینکه به فارسی نه جوان بودن توهین است و نه شهرستانی بودن. مهم نیست که اهوازی باشیم یا اهل بوکان یا شیراز یاتهران و مهاباد. نوشته من هم ساده بود و در آنجا گفتم که تصور آنها یعنی حکومت این بود که با کشتن چند جوان شهرستانی اعتراض بزرگی رخ نمی دهد . تصور آنها این بود نه تصور من. بههر حال در آینده تلاش کنید اگر کمی وکاستی در نوشته کسی دیدید اینگونه توهین آمیز برخورد نکنید. قابل توجه شما من همیشه خودرا شهرستانی دانسته ام و به آن افتخار هم میکنم. شاید شما از شهرستانی بودن خویش شرمنده باشید ولی من نیستم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s