وقتی که کیهان نمی فهمد،ما چرا با هم هستیم.

چیزی را که کیهان نمی فهمد و البته در حدی هم نیست که بفهمد، آن است که ما در عین ناهمگونی درد مشترکی داریم که ما را همچنان در مقابل استبداد حکومت متحد و همدل نگاه می دارد. بی تردید با ورها و فرهنگ رشد یافته  دیکتاتوری در تک تک ما ریشه دارد و کسی نمی تواند مدعی باشد که از این ناخالصی ها بری است . چه مذهبی باشی و چه غیر مذهبی تقاوتی نمی کند، چون بنا به تجربه یک غیر مذهبی هم می تواند به همان اندازه شخص مذهبی متعصب باشد. ولی  شاید بتوان گفت که اکثر ما در شرایطی خاص  به این درک مشترک رسیده ایم که چاره درد ما اندکی آزادی است . گفتم اندکی آزادی است زیرا بلافاصله مثل شناگری که تازه شنا آموخته است به آب عمیق که نزدیک می شویم فوری ترس برمان می دارد و داد و فریاد که آزادی بی حد و حصر نباید باشد. باری  آنقدر آزادی باشد که در آن نتوان دهان منتقد را با زور و درفش و زندان و کهریزک بست. گرچه هنوز در گفتارمان خشونت کلامی  دیده می شود ولی تلاش کرده ایم تا به خشونت عملی در نیافتیم .    تا حدی به این رسیده ایم که برای متفاوت اندیشیدن به فضایی نیاز هست که تا کنون از آن محروم بوده ایم. شاید راز همه قدرت ما امروز رسیدن به همین دانش مشترک باشد.قدرتی که روزینامه کیهان و مراد کیهان از درک آن عاجزند.

 در این روزها بسیاری از ما به بالاترین معترض بودیم و هستیم. می دانیم که روزبه مزدان ارتش ساندیس سایبری با استفاده از امکانات خزانه ملی گاه به نام طرفدار این و گاه  آن،در گسترش  فضای مسموم نهایت تلاش خود را کردند. باید به کف بر دستان برادران بسیج ساندیس سایبری پس از این همه تلاش خسته نباشید گفت ولی باید از آنها پرسید، نتیجه چه شد؟ در زندگی ما ایرانی ها تابوهایی وجود دارد که باید بشکند و چه بهتر که امروز شکسته شوند. نهایت اینکه شما به ما کمک کردید تا این تابوها زودتر بشکند.ما نیاز داریم که روی همه  مواردی که نامش را می گذارم تابوهای ایرانی بحث و گفتگو کنیم. از سیاستها وشخصیتهای تابو شده در جمهوری اسلامی گرفته تا دینی به ارث رسیده از حمله مهاجمان و نژاد و افسانه هایی که ایرانی قبل از اسلام را به موجودی افسانه ای تبدیل می کند که علم  و هنرنزد اوست و بس!

دوستی دارم که از قدیم دفتر و قلمی دارد و داستانها و اشعار خود را در آن می نویسد بدون آنکه در پی انتشار آن بر روی نت باشد. روزی به من گفت فلانی بیا و کمک کن تا من برخی از نوشته هایم را روی نت بگذارم. گفتم حرفی نیست، حالا چه می خواهی بر روی نت بگذاری؟ گفت می خواهم هر چه از قلمم در آمد به هر چه مذهب و مذهبی است بگویم. فکر می کنم که باید این تابوی مذهب را شکست. به وی گفتم آخر رفیق تو چه می خواهی به مذهب و مذهبی بگویی که جمهوری اسلامی خودش نگفته است. وقتی قدرت نداشتند وعده ساختن بهشت را بر روی زمین می دادند ولی در سی سالی که قدرت داشتند ، هر دروغ و دزدی و جنایت را به نام اسلام انجام دادند و تو حالا چه می خواهی بگویی که خودشان هر چه بدترش را نگفته باشند. خداحافظی کرد و رفت و دیگر نشنیدم در این باره بگوید. در بالاترین هم بحث توهین به مذهب بالا گرفته بود و مسئولین بالاترین را به تکاپو انداخت تا راه چاره ای بیابند و از آنجا که ما ایرانی ها عادت داریم همه چیز مشکل را با دو بشکن حل می کنیم، خواستند همه چیز را در بالاترین با ممنوع کردن حل کنند. به هر حال وارد این بحث فعلن نمی خواهم بشوم ولی خوشحالم که سئوالات و مباحثی مطرح شد که هیج کس شاید قبل از آن بدان نیندیشیده بود. به عنوان مثال مرز توهین و نقد کجاست ؟ و این مرز را چه کسانی معین می کنند. اگر اکثریت یک جامعه مذهبی باشند و هیچ نقدی را بر مذهب برنتابند تکلیف چیست؟ اقلیت این جامعه جایش کجاست؟اگر اکثریت یک جامعه بر عکس غیر مذهبی باشند آنوقت تکلیف مذهبی های آن جامعه چیست و آیا باز مرزی برای توهین و نقد وجود خواهد داشد. در جوامعی که مفاهیم به سرعت در حال تغییر هستند، آیا کشیدن کاریکاتور یک شخصیت دینی یا سیاسی توهین آمیز است یا نیست؟ ساخت فیلم و داستان از زندگی قدیسین و پیامبران توهین است یا نیست؟ این مفاهیم به سرعت در حال تغییر هستند و جامعه ما نیز به همراه این سیلی که جهان را می برد، با سرعت دستخوش تغییر است. اما در حال حاضر پاسخ به این سئوالات همیشه در همه جا همسان نیست. پس چه باید کرد؟ سکوت ؟ یا شکستن تابو؟ پاسخ به این سئوالات ساده  هم نیست ولی آنچه اساسی است فراهم بودن امکان و فضایی برای پرسیدن است. فضایی که پس از آن کهریزک و دار و زندانی نبا شد .

حرفهای خوب را همه بلدیم که حقوق اقلیت را باید حفظ کرد. موضوع این است که چگونه قادریم  نه تنها با وضع قوانین بلکه با رواج رواداری و تعامل متقابل در عین حکومت اکثریت به حقوق اقلیت بها داد و آن را به مثابه گوهری حفظ کرد؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s