شرایط خاتمی و ترس آقا!

بگذار خاتمی سخن بگوید تا آخرین دیواره های نظامی که امروز بر زور اسلحه و پول نفت استوار است،بیشتر ترک بردارد. خاتمی خود به خوبی می داند که اگر قرار بود، زندانیان سیاسی را آزاد کنند و یا بپذیرند که انتخابات آزاد برگذار کنند، پذرفته اند که دروغ گفته اند،پذیرفته اند که جنایت کرده اند،پذیرفته اند که تقلب کرده اند،…….و پذیرفته اند که در نهایت شکست خورده اند. حکومت نیز آگاه است که پذیرش شکست به معنای خداحافظی با همه قدرت است و یک گام عقب نشینی ریزش پایه های قدرت را به همراه خواهد داشت. اشتباه است که تصور کنیم خاتمی نمی داند که چیزی دیگر برای اصلاح کردن باقی نمانده است . خاتمی به عنوان یک روحانی کاری به دانسته ها و ندانسته ها ندارد بلکه بنا بر اعتقادات دینی خود، مجبور است که امر به معروف و نهی از منکر کند.فشارهای وارده بر وی را نیز نباید بی تاثیر دانست. مگر می شود بهترین همراهان ات در زندان باشند وتو حتی آرزوی آزادی آنها را نکنی؟

اما واقعیت چیست؟

تصور کنیم که آیت الله خامنه ای در یک برنامه زنده صدا و سیما حاضر می شود و نه تنها دستور آزادی همه زندانیان سیاسی را می دهد بلکه معترف می شود که انتخابات آزاد نبوده است و از این به بعد باید انتخابات آزاد برگذار شود!! مشخص است که در این سناریو اولین کسی که زیر سئوال می رود شخص وی خواهد بود. داستان اگر به همین جا ختم بخیر می شد که آقا بیایند و حکم عفو عمومی بدهند و سپس دستور برگزاری انتخابات آزاد را هم صادر کنند و در ضمن بپذیرند که در زمان حکومت با درایت وی، قانون اساسی زیر پا گذاشته می شد، بدیهی ست که سئوالهایی می ماند که باید پاسخگو باشند.

آقا چگونه می تواند پاسخ این همه کشتار و بی عدالتی و بی قانونی را که در همین یکسال اخیر صورت گرفت بدهد؟ جواب بازماندگان کشتار معترضان خیابانی را چگونه خواهد داد؟ پاسخ دهها نفر را که تا پای جان شکنجه شده اند و تحت کثیفترین فشارهای روانی قرار گرفته اند را آقا چگونه خواهد داد؟

به نظر نمی رسد که حتی خوشبینترین انسانها چنین سناریوهایی را محتمل بدانند، ولی موضوع در اساس این احتمالات نیست و چیز دیگری ست

اگر خاتمی از ملایمترین جناحهای منتقد، اینک به میدان آمده است و لب به اعتراض گشوده است ، باید پرسید که چه اتفاقی در حال روی دادن است؟

مفهوم پیام خاتمی را قبل از اینکه من و شما بفهمیم ، مقام رهبری و به توسط ایشان جناب دادستان تهران فهمیده است. وقتی آیت الله وحید از مراجعی که دخالت در سیاست نمی کرد، بر خلاف گفته رهبر جمهوری اسلامی اعتراف زندانی در باره خودش و دیگران را معتبر نمی داند، باید پرسیده شود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟

حکومتی که شخصی با تمایلات ملایم اصلاحطلبی  را تهدید به محاکمه و زندان می کند، چقدر از عمرش باقی مانده است؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s