نامه ای یک دگراندیش برای میرحسین

 

سلام

تنها خاطره ای که از تو در ذهنم باقی مانده بود ،مربوط به سالها قبل بود.زمانی که هنوز نوجوانی محسوب می شدم، در راهروی زندان سپاه در شهر رشت، با چشم بند به همراه تعدادی دیگر روی زمین نشسته بودم و منتظر بودم که مرا به اتاق بازجویی ببرند. تمام شب قبل در زیرزمینی زندانی بودم  و قبلش کتک مفصلی خورده بودم. در تمام مدتی که در آن راهرو روی زمین نشسته بودم ،صدای تو از بلندگو پخش می شد و مثل سوهانی اعصاب مرا به هم می ریخت. از آن زمان سالها گذشت . من هم به همراه بسیاری دیگر در سال 65 از ایران خارج شدم. وقتی که تو را به عنوان نماینده اصلاحطلبان در سال 88 کاندید ریاست جمهوری کردند، به شدت برآشفتم و دوباره همان صدای سخنرانی گوشخراش تو تنها تصویری بود که از تودر من زنده شد. با این حال تصمیم گرفتم که در انتخابات شرکت کنم . من رای ام را به نام آقای مهدی کروبی نوشتم و در صندوق انداختم . سپس تا نزدیک صبح منتظر اعلام نتایج نشستم. از آن روز تا کنون ، بجای آن صدای گوش خراش، تصویرت در ذهن من سبز شد. مثل بهار که سبز می شود . من باور کرده ام که تو هم تغییر کرده ای ، مثل خودم که تغییر کرده ام.

زمان امروز بر ما سخت می گذرد و بر تو بیشتر، ولی زمان بر حبس کنندگان تو بی تردید از همه سختتر می گذرد . میر حسین تو رهبر من نیستی، خودت هم می دانی زمان رهبران کبیر گذشته است بی آنکه بخواهم منکر مردان و زنان بزرگ شوم. تو امروز در ذهن من مرد بزرگی هستی که می توانست در همین حکومت با برخورداری از رانتهای حکومتی در ناز و نعمت، تمثال حضرت امام را نقاشی کنی یا در جلسات شعرخوانی رهبر به به و چه چه بگویی.  تو می توانستی چشم بر دروغ و فریب ببندی و هیچ نگویی . کم نیستند از این قبیل که نان به نرخ روز می خورند.

البته سئوالات بسیاری در ذهن بازماندگان قربانیان دهه شصت باقی مانده است که تو به عنوان کسی که مسئولیتی داشتی باید پاسخ دهی و چه بسا به روشن شدن نقاط تاریک کمک برسانی ولی این مسئله ای نیست که امروز بتوان بدان پرداخت. برای ایجاد چنین فضایی که حقایق آشکار گردند به نشریات و رسانه های آزاد نیاز هست تا مردم بتوانند حرف همه را بشنوند و خود قضاوت کنند. به فضای آزاد و امنی نیاز هست تا قفلها از زبانها گشوده شود.

میر حسین عزیز من اطمینان دارم که پایان حکومت دروغ را با هم جشن خواهیم گرفت. به امید آزادی تو و همه زندانیان قهرمان جنبش سوگند می خورم که به عنوان یک دگر اندیش در کنار جنبش آزادیخواهی مردم ایران برای آزادی و عدالت از پای نایستم

سیامک فرید

گنشگر جنبش سبز

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s