TIN TIN در ایران زندانی ست!

مزدک علی نظری

مزدک علی نظری

دیشب به دیدن فیلم تن تن  tin tin رفتم . می دانم که دوست داشتی این فیلم راببینی. حق داری که کنجکاو باشی برای دیدن قهرمان کتابهای کارتونی که با دستهای توانای اسپیلبرگ بر پرده سینما زنده می شود. من که از دیدن این فیلم لذت بردم و به نظرم همانی بود که انتظار داشتم. تن تن همان روزنامه نگار جوان و کنجکاو بلژیکی که از هر خطری به سلامت می جهد باقی مانده بود، بدون اینکه فضای فیلمهای امریکایی را بگیرد. اسپیلبرگ سخت به اصل داستان وفادار مانده است و با مجموعه ای از نبوغ و تکنیک این قهرمان سالهای گذشته بلژیک راجانی دو باره بخشید،گرچه کتابهای تن تن هرگز نمرده بود و همچنان خواستار فراوان داشت. از جمله این خواستاران مزدک علی نظری بود که خودش یک پا تن تن است. امروز که این را می نویسم، تن تن ایرانی ما مزدک  در زندان است. خیلی مظلومانه رفت زندان تا جرم ناکرده اش را بکشد. مزدک رفت زندان تا خانه پدری که در گرو رفته است، ملاخور نشود. مزدک رفت زندان و قوه قضائیه ایران از فرستادن این جوان به زندان هنوز از خجالت آب نشده است.  کسی هنوز نپرسیده  مزدک مخالف کی و چی بوده است؟ ………… او در زندان است و واژه ها در زیر انگشتانم چنان سنگین و سربی شده اند که دیگر قادر به نوشتن نیستم. نمی خواهم که او را به جای من و نوشته هایی که می توانست نباشد مجازات کنند. بلاخره ما مردم سالهاست که سفیدی کتابها را می خوانیم و سالهاست مثل تن تن از نوشته ها رمزگشایی می کنیم. فقط خواستم یاد آوری کنم که تن تن ما هنوز در زندان است

Advertisements

2 comments

  1. اردوخانی.شوخی و جدی · اکتبر 30, 2011

    جال بود. با سپاس . اردوخانی

  2. فریبرز · اکتبر 31, 2011

    سیامک جان
    جای خالی مزدک همواره در میان دوستانش احساس می شود. او برای اعتقاداتش که همان صلح و آزادی بود به زندان رفت. او انتظاری از کسی نداشت. سر و صدائی هم در هنگام زندان رفتنش بر پا نکرد. او قبول کرد که در جمهوری اسلامی برای دفاع از صلح و آزادی می بایست هزینه دهد. اینکار را بدون چشم داشت و برای دفاع از خودش و هم نسل هایش و نیز برای بهروزی کشورش انجام داد. تو نیک می دانی که مزدک گناه خاصی یا خشونتی را مرتکب نشده است. او تنها دوست داشت در جهان زمینی امروز که متعلق به او و جوان های دیگر است صلح جویانه زندگی کند و می خواست که به انسان بودن او احترام بگذارند. او دعوائی سر نداد چون اصلا به دنبالش نبود. او تنها می خواست صدا و پیام صلح دوستان جهان را به گوش مردمان کشورش برساند.
    بنابر این سیامک جان تن تن ما برای آگاهی بخشی و دفاع از صلح و آزادی، با پای خود مجبور شد که به زندان برود. برای او راه دیگری نگذاشتند. البته چنین باقی نخواهد ماند و بالاخره روزی فرا خواهد رسید که دیگر جوانان خوب کشورمان بسادگی اسیر نا مردمان در زندان ها، نشوند! و تن تن های ما همچون مزدک با شور و شوق همه جانبه با صمیمیت و آزادگی به آگاهی بخشی در میان مردم ادامه خواهند داد.
    با دوستی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s