آیا می دانید جنگ چیست؟

مفهوم جنگ را چه کسی می داند؟ فرق جنگ بافشفشه بازی چهارشنبه سوری چیست؟ بگویید کدام ازشما !  در عمرش یک گلوله در کرده است؟ کدام ازشما که مخالفان جنگ رابه ترسویی یا مدافع حکومت متهم می کنید، مفهوم جنگ را همانگونه که هست، می فهمد؟

زمانی می توانی جنگ را بفهمی که عزیزترین کسانت تنها با یک  انفجار درمقابلت جان می دهند و تو بهت زده حتی نمی توانی اشکی بریزی. آنگاه جنگ را خواهی فهمید، زمانی که شکم جسدی که در زیر خاک پنهان مانده است زیر پایت میترکد . از آن پس است  هرقدم که بر می داری مواظب هستی تا روی اجساد راه نروی.

اگر جهنمی باشد همان جنگ است  و تو که جنگ راتنها چاره برای برکناری حاکمان جنگ طلب جهنمی می دانی، قادر نیستی  بفهمی که آنها از جنگ تغذیه می کنند. چه بسا اگر هشت سال جنگ کثیف نبود، آنها هم امروز نبودند. جنگ کثبفی که نعمت الهی خواندند .

 

جوان از ره رسیده اگر نداند جنگ چیست وظیفه من و امثال من است که برایش بگوییم که واقعیت جنگ چه بودو چه هست، وظیفه آن مجروح جنگی است که هنوز تن و روحش از درد خلاصی نیافته است ، وظیفه  هر آن کسی است که آن جنگ کثیف را بیاد دارد.  اما رهبر نابخردی که زمام امور را در دست دارد مشت و لگد پرت می کند و فرماندهان سپاه را برخ می کشد. فرماندهانی که از جنگ تغذیه کردند و همه ارکان اقتصادی کشور را مصادره  نمودند. فرماندهانی که شجاعت بازگویی حقایق را ندارند و برایشان مثل روز روشن است که جنگ چه آخر و عاقبتی خواهد داشت. فراموش نکنیم این فرماندهان نه با شجاعت در جنگ به این مقام رسیده اند و نه از لیاقت رهبری برخوردارند. تنها هنرشان پاچه خواری و پستی است. می گویم پست برای اینکه نیک می دانم برخی از آنها برای این مقام بهترین دوستانشان را قربانی کرده اند.

اما در مورد آیت الله خامنه ای

حیران مانده ام که این مرد هفتاد و اندی ساله که رهبرش کرده اند ،چگونه نمی فهمد که  مشکل ما این نیست که بتوانیم پاسخ دندان شکن به دشمن بدهیم و چک و لگد پرت کنیم.   مسئله این است که ما اصلن نمی خواهیم با کسی بجنگیم و رهبر با درایت کسی است که بتواند از بروز فاجعه قبل از وقوع پیشگیری کند. کاری که خمینی در زمان خودش نتوانست و ما را درگیر 8 سال جنگ خانمانسوز کرد و سرانجام با نوشیدن جام زهر جنونش را بر سر زندانیان خالی کرد.

بهای نجنگیدن چیست؟ . بهای جنگ چیست؟

دول غربی و پاره ای دیگر از کشورها مدعی اند که جمهوری اسلامی بر خلاف تعهداتش در برنامه اتمی طی سالها مواردی را از آژانس پنهان داشته و به همین دلیل اطمینان به صلح آمیز بودن برنامه اتمی جمهوری اسلامی نیست. آنها  با دادن امتیازات و پگجهایی حاضر شدند نه تنها سوخت نیروگاه بوشهر را تامین کنند بلکه قول ساخت نیروگاههای مدرنتری به جمهوری اسلامی دادند. تنها به این شرط که جمهوری اسلامی تا اطلاع ثانوی از غنی سازی اورانیوم  خودداری ورزد. دولت اخمدی نژاد با توافق خامنه ای پیشنهاد را نپذیرفت و کشور را در دام تحریمهای اقتصادی انداخت. وضعیت معیشت مردم دچار رکود سخت اقتصادی شد و بیکاری و تورم رکورد دار اقتصاد کشور شد.  تا اینجا هنوز جنگی رخ نداده است.

ما از دو سو به سرعت به جنگ نزدیک می شویم. یک طرف حکومت جمهوری اسلامی و طرف دیگر جنگ طلبانی که برای ثروتهای ملی ایران دندان تیز کرده اند. آنها زمینه را برای جنگی مهیا می کنند که بازنده آن هر چقدر هم که چک و لگد رهبری کاری باشد، مردم ایران هستند.

عمارات و عربستان و بسیاری دیگر از دول عربی که از ایران هم نفرت دارند و هم ترس، همه جور کمکی را به کشور حمله کننده خواهند کرد، حتی اگر آن کشور اسرائیل باشد. جزایر تمب و ابو موسی چقدر می ارزند؟ مناطق نفت خیز جنوب ایران چقدر ارزش دارند؟ کردستان و آذربایجان  تا چه اندازه مهم اند؟

جنگ تازه به همینجا هم که تمام می شد ختم به خیر شده بود. سنی را به جان شیعه و ترک را به جان کرد و حیدری را به جان نعمتی خواهند انداخت تا از سرزمینی که زمانی ایران نام داشت، نه تاک نشان ماند و نه تاک نشان.

برای نجات ایران از چنین سناریویی تنها یک راه بیشتر نمی بینم و آن برکناری حاکمان فعلی از قدرت است. برای  چنین کاری یک راه هم بیشتر نمی بینم و آن دست در دست نهادن همه مردم ایران از دانشجو گرفته تا  کارگر و از سرباز گرفته تا بسیج و نیروهای بدنه و رده ای از فرماندهان سپاه  و خلاصه زن و مرد و پیر و جوان است. دوستان ! رفقا! خواهران و برادران! جنگ موهبت الهی نیست بلکه بلای خانمانسوز است، مانند زمانی که سیل و زلزله می آید همه باید کمک کنیم تا بلا بر سرمان نازل نشود

ما می توانیم

ما می توانیم اگر از ته قلب و خالصانه بخواهیم. چرا برادران سپاه و بسیج و ارتش باید قربانی حماقت کسانی شوند که حتی توان اداره یک نانوایی را ندارند و از آن بدتر چرا سرزمین ما قربانی رهبرانی شود که نمی فهمند زمان مشت  لگد پرانی گذشته است .

نوک تیز سیاست ضد جنگ ما باید متوجه خلع رهبران نالایق باشد . همه نیروهامان را بسیج کنیم  و هیچ کس را نرانیم. برای حفظ صلح و امنیت مردم ایران خامنه ای رهبر بی لیاقت باید برود

Advertisements

One comment

  1. ناشناس · نوامبر 12, 2011

    درسال پیش و در دوران تظاهرات اعتراضی در کامنتی برای دوستی که از احتمال بروز خشونت توسط حکومت بر علیه تظاهر کنندگان نگران بود نوشتم::» دوست عزیزم.این را نوشتم تا ترس مردم بریزد! و نیز به مرگ بگیریم تا به تب راضی شویم و تصور نکنیم که حالا با دو تا کشته در روز 25 بهمن خیلی خین و خین ریزی کردیم! و اگر یکروز حکومت 10 نفر را کشت مردم فوری مردم بترسند و بخاطر پرهیز از خشونت تسلیم شوند!(از مردم لیبی یاد بگیریم) شما متوجه باش که ما با مشتی دیوانه طرف هستیم! برخی آنها حتی از قذافی هم دیوانه تر هستند! چون قذافی هر چه هست ادعای نیابت امام زمانی و پیامبری ندارد. از طرف دیگر این امری مسلم است که در صورت سرکوب مردم ایران خطر حمله به ایران صد در صد است و در اینصورت دامنه کشتاری که من و شما از آن وحشت داریم صد ها برابر بیشتر از چیزی است که فکر می کنیم. لازم به یاد آوری نیست که در جریان حمله به عراق فقط 500 هزار کودک عراقی جان خود را از دست دادند. حال اگر قرار باشد بین یک سقوط خونین حکومت و خطر جنگ یکی را انتخاب کند کدام راه بصرفه خواهد بود» و ترسم از همین روز بود! ملتی که بی تفاوتی پیشه سازد و هر کسی با بهانه ای مثل بما چه؟ ما ترک هستیم و این دعوای فارس هاست! می زنند می کشن!شهرستان ما کوچیکه!بابا ول کن سیاستو! سیاست پدر و مادر نداره! از حضور در صحنه اجتماعی سرباز زند, بعدا باید بهایی 1000 برابر پردازد! ما خامنه ای را ادب نکردیم و حالا گردش روزگار باید او را ادب کند! حالا باید جامعه جهانی با بمب و موشک او را ادب کند!(هر که را ام و اب ادب نکندی – گردش روزگار او را ادب کندی). وقتی ما مانند مردم عراق مثل موشی هراسان در زیر بمباران اینور و آنوربدویم آنگاه عقل ما سر جایش خواهد آمد و حساب کار دستمان خواهد رسید که نه بابا «باتون خوردن در تظاهرات» , از بمباران و مو شک های کروز و کشته شدن و معلول شدن و خیلی بهتر بود! بعد از این اگه تظاهراتی شد مطمئنا همه با «کله» خواهند دوید! حاضر نبودیم یک هفته اعتصاب کنیم حالا با نابودی کارخانه ها قطع برق و آب گاز و تلفن و بنزین و….باید بیکاری های چند ساله را تحمل کنیم! بعد از این اگر دعوت به اعتصاب شد, با جان و دل در آن شرکت خواهیم کرد! وقتی شهرستان ها هم طعم تلخ جنگ را شنیدند, آنگاه یادمان خواهد بود که ایران فقط تهران نیست و شهرستانی ها هم باید در جنبش اعتراضی شرکت کنند! ما مانند بیماری بودیم که از ترس نیش سوزن ,آمپول خود را به موقع نزد و حالا باید بهای عفونت خود را باید با قطع دست و پا بدهد! ما فراموش کردیم که بهایی که مردم ایران خرده خرده می پردازند از یک جنگ تمام عیار بیشتر خواهد بود. یاد خواهیم گرفت دنیا جایی برای بی تفاوتی نیست! شما به سیاست کار ندارید ولی سیاست به شما کار خواهد داشت! و خواهید دانست که آن همه سینه دردیدن ها برای اصلاحات, برای پرهیز از چنین روز شومی بود.( سرچشمه شاید گرفتن به بیل – چو پر شد نشاید گذشتن به پیل!) و حالا کاری از دست ما بر نمی آید! تاریخ بی رحمانه تصمیم خود را گرفته است و خشک و تر را با هم خواهد سوزاند.پس نوش باد!تاریخ جایی برای بی تفاوتی نیست!

    یاد حرف امیر کبیر در سریال او می افتم که در لحظه بریدن رگ هایش در حمام فین کاشان گفت:
    اگر چه سخت است مرگ ولی شوق رفتن از میان شما آن را آسان می کند!
    بسیاری از مردم نیز می گویند: اگرچه سخت است جنگ! ولی شوق رفتن این دارو دسته آن را آسان می کند
    اینبار نوبت وطن است تا خامنه ای پشت آن پناه بگیرد! اول اسلام را سپر بلای خود کردند و بعد از داغان کردن آن حالا نوبت وطن است تا آن را دستمایه حکومت ننگین خود سازند. اینجا یک مغلطه تاریخی دارد اتفاق می افتد. حمله به جمهوری اسلامی , حمله به ایران قلم داد می شود!
    صبر قدرت های جهانی هم حدی دارد و شاید مردم دیگر کشور ها باندازه مردم محنت کشیده ما «صبور و پذیرای ظلم » نباشند! از طرف دیگر اینترنت نشینان ایران منعکس کننده آرای واقعی مردم ایران نیستند تنها منعکس کننده بخشی از آن هستند. دیدگاه عوام جامعه ایرانی متمایل به دخالت قدرت های خارجی است. که در اینصورت بازی به شکلی که 120 روشنفکر ملی مذهبی تصور خواهند کرد پیش نخواهد رفت. عده ای می گویند ملی مذهبی ها یک بار اشتباه کردند و نتیجه آن جمهوری اسلامی شد و حالا می خواهند اشتباه دوم را بکنند و به اسم «وطن پرستی» آن را نجات دهند! می توان تصور کرد که حمله به ایران چیزی شبیه حمله به افغانستان خواهد بود. زیر ضرب قرار گرفتن بازو های اقتدار حکومت مجالی برای رها شدن خشم توده عاصی کوچه و خیابان و متعاقب آن سقوط حکومت خواهد بود. یک فرض بسیار محتمل دیگر آن است که پس از چشیدن ضرب شصت. عقلای حکومت نقش بارز تری را ایفا خواهند کرد.و عقب نشینی حکومت برای نجات باقیمانده اقتدار خود آغاز خواهد شد. به احتمال زیاد خامنه ای اگر جان بدر ببرد استعفا خواهد داد و شورایی جای او را خواهد گرفت و این امر کمک بسیاری به نضج گرفتن حرکت های مدنی مردم خواهد کرد. عقب نشینی پله پله خواهد بود.
    ملی مذهبی ها و دیگر گروه های اپوزیسیون بجای آنکه مثل بقیه کشور ها از فرصت بدست آمده در جهت امتیاز گیری از حکومت و تشکیل یک دولت موقت انتقالی سود ببرند باز مثل همیشه دولت های خارجی را زیر ضرب می گیرند! و از احتمال افزایش سرکوب دل نگرانی می کنند!مثل اینکه تا حالا حلوا خیر می کردند! اشتباه یکی دو تا نیست! باز هم به عقل منفعل خاتمی که بحث آزادی سران سبز را با توجه به تهدیدات اخیر را مطرح کرد.
    نه خود کنند نه به کس دهند – بگندد و به سگ دهند! نه خودشان عرضه کاری دارند و نه می گذارند دیگران کارشان را بکنند. اینبار باسم وطن پرستی می خواهند جمهوری اسلامی را نجات دهند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s