دیدار من به عنوان یک وبلاگنویس با احمد شهید

 


چهار شنبه 7 دسامبر در یکی از ساختمانهای اتحادیه اروپا در بروکسل با احمد شهید ……. دیداری داشتم. آقای احمد شهید که هنوز اجازه مسافرت به ایران را از دولت ایران دریافت نکرده است، در اروپا با تعدادی از کنشگران حقوق بشر و فعالین سیاسی دیدار کرد. من هنوز از کم و کیف دیدار با سایر ایرانیان خبری ندارم ولی تصمیم گرفتم گزارش کوتاهی از آن دیدار را در وبلاگم منتشر کنم.

احمد شهید با قد و قواره ای ریزنقش به همراه مترجمان و مشاورانش کمی دیرتر از زمان قرار به محل رسید و از تاخیرش عذرخواهی کرد. یک مترجم ایرانی و یک مترجم یا مشاور افغانی و یک مترجم فارسی به انگلیسی وی را همراهی می کردند. خانمی که تابعیت کانادایی و اصلیت لبنانی داشت نیز در محل حاضر بود و نت بر می داشت. احمد شهید هم مواردی را که نشنیده بود یا برایش جالب می آمد در نت بوکش تایپ می کرد.

من به عنوان یک وبلاگنویس تلاش کردم در همین زمینه تمرکز داشته باشم و از وبلاگنویسهای در بند به وی اطلاع رسانی کنم. انگاری به شکلی ناخود آگاه تعهدی بر دوش من نهاده شده بود. از محل کارم مرخصی گرفتم و به محل ملاقات رفتم.

قبل از رفتن عکس بزرگی از مزدک علی نظری را کپی گرفتم تا قیافه مظلوم مزدک در ذهن اش بماند. دنیا را چه دیدی شاید توانست برود ایران و با مزدک هم گپی بزند. از میرصیافی ،مهرنهاد، سخی ریگی و حتی درخشان هم برایش گفتم و توضیحاتی در مورد کوهیار گودرزی  دادم. کلن به نظرم آدم بسیار تیزهوشی آمد

متن صحبتهایم با احمد شهید را در زیر می آورم

آقای احمد شهید

آمار و داده های دولتی در ایران می گوید که رانندگی در جاده های ایران کار پرخطری است ولی شاید بیشتر از نشستن در پشت فرمان اتوموبیل،نشستن در پشت یک رایانه در ایران و نوشتن یک وبلاگ خطرناک باشد. در ایران سازمانهای عریض و طویل حکومتی وجود دارد تا ای میل ها ،پیامهای کوتاه (اس ام اس) و همه حرکات شما را در اینترنت دنبال کند، وبلاگ شما را فیلتر کند یا به تلفنهای شما گوش دهد. حکومت ایران با یک دید کاملن امنیتی به رسانه ها  می نگرد و همه وسایل ارتباطی مدرن را د شمن محسوب می کند. یک روزنامه نگارایرانی در چنین شرایطی مجبور به کار کردن است. وبلاگنویس ایرانی در چنین وضعیتی وبلاگ خود را بروز می کند. این دستی که به در می کوبد، آن مردی که از دور مواظب است، موتورسواری که نزدیک می شود و همه و همه…شاید برای بردنش آمده اند.

ده سال ازآغاز وبلاگنویسی به زبان فارسی می گذرد، در این ده سال کسانی از میان وبلاگ نویسان فارسی تنها به دلیل انتشار عقاید خود زندانی شده اند و موردآزار و شکنجه قرار گرفته اند.حتی کسانی به قتل رسیده اند .در این اندک وقت کوتاه مایل نیستم که شرح سرنوشت غم انگیز بسیاری از وبلاگنویسان و روزنامه نگاران ایرانی را با شما مرور کنم. با وجود اینتر نت یافتن نامهایی چون میر صیافی ،مهرنهاد،سخی ریگی ،سمیعی نژاد،درخشان ،گودرزی و بسیاری دیگر که نوشته هایشان در وبلاگ مصداق جرم شد،کار مشکلی نیست.

آقای احمدی نژاد در سخنرانی ها و مصاحبه ها با خبرنگاران اروپایی و امریکایی، همیشه مدعی شده است که آزادی در ایران بیشتر از سایر کشورها وجود دارد و وقتی خبرنگاربا تعجب، وجود انبوه زندانیهای عقیدتی و سیاسی در ایران را گوشزد می کند،آقای احمدی نژاد در پاسخ همیشه با طرح سئوالی دیگر،  پرسیده در کشور شما چند نفر در زندان هستند؟

نکته ای دقیقآ در همین سئوال آقای احمدی نژاد نهفته است که نشان می دهد ایشان هیچ تفاوتی برای کسی که به دلیل انتشار عقاید سیاسی و اجتماعی اش زندانی شده است با کسانی که به دلایل عمل مجرمانه زندانی شده اند،قائل نیست.

دو سال پیش در پاسخ آقای حداد عادل رئیس سابق مجلس شورای  اسلامی ایران و از نزدیکان آیت الله خامنه ای در وبلاگم مطلبی نوشتم که که البته هرگز پاسخی دریافت نکردم. آقای حداد عادل با تاسفی عمیق گفته بود : که رسانه ها ، جای سلاحهای پیشرفته را گرفته اند و در این دنیای رسانه ها احساس آزادی وجود دارد ولی آزادی واقعی وجود ندارد.

در پاسخ آقای حداد عادل نوشتم که اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد، بسیار اتفاق خوب و مثبتی ست. چه جهان زیبایی خواهیم داشت اگر بجای سلاحهای مخرب و کشنده رسانه ها بنشینند. کاش در کشور ما ایران هم به جای سرکوب روزنامه نگاران و وبلاگ نویسها ، این احساس آزادی وجود داشت.

مزدک علی نظری عضو خبرنگاران آزاد  و سردبیر سایت« خبرنگاران صلح» با ماموریتی کتبی از طرف «هفته نامه نسیم » برای تهیه خبر در 18 آبان 1388 و در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران درمحل درگیری ها حاضر شده بود تا خبر تهیه کند. دستگیر می شود و 35 روز در زندان انفرادی نگهداری می شود. سپس از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به سه سال و چهار ماه حبس تعزیزی محکوم گردید. در دادگاه اتهامات رنگارنگی در پرونده اش نوشته بودند ومزدک اجازه حرف زدن ودفاع از خودش را نیافت حتی وکیل مزدک هم اجازه حضور در دادگاه و دفاع از موکلش را نیافت. مزدک علی نظری هم اکنون در بند 350 زندان اوین بسر می برد . امیر علی نظری برادر مزدک می گوید مسئولین زندان در این فصل سرما اجازه نمی دهند که آنها لباس گرم برای مزدک ببرند

کوهیار گودرزی وبلاگ نویسی است که ماهها از دستگیری اش می گذرد و در این مدت هیج خبری ا زوی در دست نیست . آیا این که یک نفر به جرم نوشتن و گفتن نظراتش بدون اجازه دسترسی به وکیل مفقود می شود در اساس یک آدمربایی نیست؟ آقای موسوی کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری  که هم اکنون در خانه اش زندانی است ،در پیامی بسیار کوتاه و گویا توصیه کرده است که اگر کسی می خواهد از وضعیت کنونی وی آگاه شود کتاب گزارش یک آدمربایی اثر گابریل گارسیا مارکز را بخواند.

7/12/2011  siamak farid  bruxelles

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s