مانکه پیس

ترکشی دور مانده از یک انفجار

بوی گل و

 گه و باروت را

به هم پیوند می دهد

سربازی که فیس بوک را

شلیک می کند

با پوتینهای کهنه سربازی

و کوله باری

پر از ارواح

جا مانده از جنگی

که هر گز

ندیده است

انفجاری از پس هر انفجاری

باری

کودکیهایش را باد با خود برده است

و باز انفجاری از پس انفجاری

به دیاری دور

در خاکی سرد

 فروافکنده است

 

 

دنیایی که دیگر است

دنیایی که گل

 همان گل است

و ماه سیاره ای

فتح شده

در 385 هزار کیلومتری زمین

جاییکه گوسفندان

  گاهی پرواز می کنند

بجای کبوترانی که احمقند

مفاهیمی که

 به هم می پیچد

و به هم می ریزد

کودکسربازی  که شاعر است

میشاشد

 به فتیله بمبهای

حماقت نسلی که صادق و

 کودن بود

 

 

 

*********

 

پوتینهایت را

 روی میخ گوشه دیوار

اعدام کن!

با آخرین فشنگی که برایت مانده است

بر

کوله بار خاطرات جنگ و جفنگ

تیر خلاص بزن!

با آخرین فشنگی که برایت مانده است

زندگی!

 

 

                                       سیامک فرید

14 دسامبر 2012 بروکسل

تقدیم به رفیقم محمد تنگستانی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s